تو را فاطمه می خوانم، ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آیینه ای است پاک شده از زنگارهای غبار

  تو را زهرا می گویم، که خورشیدوار، بر وسیع ترین افقِ آسمان، می درخشی، بی آن که غروبی برای تو باشد.
تو را مبارکه می سرایم، که آوازه ی برکت و کرامتت، موج وار، اقیانوسِ هفت آسمان را به تلاطم می آورد.
تو را راضیه می خوانم، که میان موج مصیبت ها و سختی ها، ایستادی و قایق زندگی ات همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد.
مرضیه می گویمت بانو! که زیستنِ تو، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو، همه همان بود که خدایت خواسته بود.
تو را طاهره می نامم، که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ تاریخ نشسته ای و پاک تر از همه ی بوستان های بهشت و زلال تر از کوثری.

امروز در فاطمیه ای به وسعت ایران، سر بر شانه ی «مظلومیت» می گذارد و اشک می ریزد.هر چند در ایام فاطمیه، داغ ما تازه می شود، امّا مرور بر این «فهرست غم»، ما را به فاطمه نزدیک تر می کند؛ قلبمان شفافیت زهره ی زهرا را بهتر لمس می کند، گریه ها، شفیع ما می گردد، تا در آستان عترت، عزّت یابیم.
در ایام فاطمیه، دل های عاشق و بی قرار، «سرود غم» می خواند و منظومه ی اندوه می سراید. «فاطمیه»، فصل و موسم تجدید داغ های علی است.

حدیثی زیبا از حضرت فاطمه(س):
اول باید در فکر مشکلات و آسایش همسایه و نزدیکان و سپس در فکر خویشتن بود.
انتهای پیام/

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی